تبليغاتX
تقویم تبعید

تقویم تبعید

سیاست در ایران تلخ تر از آنی ست که بتوان با زبانی غیر از طنز بیان کرد!

در زمان انقلاب مردم نسبت به تغییر نخست وزیران از سوی شاه معترض بودن و شعار می دادند :
ما میگیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض میشه
ما میگیم خر نمی خوایم پالون خر عوض میشه
شاید این شعار عامیانه رساترین تعبیر عوام باشد از تکرار دور باطل تجربه های تاریخی در ایران که مانع از پیشرفت کشور بوده و هست : تعویض نظامهای دیکتاتوری ، بدون تغییر ماهیت حکومتها .
دو جمله ای که در پی می آید را با هم مقایسه نمائید ، چه نتیجه ای می توان گرفت ؟
1. هویدا پس از انتخاب به سمت نخست وزیری ، و در زمان خروج از مجلس شورا در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسیده بود برنامه دولت شما برای آینده چیست ، گفت :
برنامه من ، اجرای منویات شاهنشاه آریامهر است !
( کسی هم جرات نکرد بپرسد در چنین صورتی ، چه نیاز به دولت است !)
2. حسین شریعتمداری که از یاران نزدیک آقای خامنه ای به شمار می آید و گاه مطالب او از قلم او اما از زبان رهبری ست ، در انتقاد به شیوه معرفی وزرا به مسجد ( مجلس ) شورای اسلامی نوشت :
قاطبه نمایندگان محترم مجلس که خود را مطیع و مرید رهبرمعظم انقلاب می‌دانند ....
( امروز هم کسی جرات نکرده از او بپرسد اگر نمایندگان، مطیع محض رهبری هستند ، چه نیاز به مجلس و مسجد است !)

گاه انسانهائی به قدرت می رسند و بنا را بر خدمت ( با تعابیر و روش های خود ) می گذارند اما در نظامهای مطلقه ، آنگاه که اطرافیان همیشه مداهنه گوی رهبر می شوند و او را هر روز با القاب و تعابیر غلو آمیز خطاب می کنند ، کم کم این باور را در ذهن رئیس شکل می دهند که گویی براستی او " از جنس دیگری ست " ! و منتقدانش ( بدلیل نقش توجیه گر سپر مدافعان و مداحان اطرافش ) دیدی واقعی از حقایق ندارند .

شاه می گفت : خداوند او را از حوادث و ترور ها به سلامت گذرانده تا بتواند نقش خود را در پیشرفت ایران ایفا نماید و جهانیان را از نظرات راهگشایش بهره مند سازد ، شاه باور داشت که فقط او می تواند ایران را به دروازه های تمدن بزرگ برساند .
خمینی و جانشینش ( خامنه ای ) نقشی فراتر و وسیعتر را اما با القابی دیگر برای خود متصور هستند : رهبر مستضعفان و مسلمانان دنیا ، ایجاد حکومت واحد الهی ( اسلامی ) و نابودی کفاربا این ادعا که جانشین امام موعودند که با رعایت سلسله مراتب امامت ، به جانشینی خدا رسیده اند .
و اینچنین هزینه های بیشتری را لاجرم ( مردم ما ) باید پرداخت کنند .
هر که بامش بیش ، برفش بیشتر !
با چنین دیدگاه و تصوری که زمامداران مستبد از خود دارند ، چگونه می توان امید داشت تا آنان به خطای خود پی برند ؟ تنها زمانی که پایه های حکومت خود را لرزان و در آستانه انهدام ببینند .
شاه در اواخر عمر حکومت خود گفت : ای مردم ، صدای انقلاب شما را شنیدم ...
با توجه به تکرار تجارب گذشته ، بدون آنکه درسی از آنها گرفته شود ، می توان به انتظار نشست تا پس از سرکوبی شدید مردم ، خامنه ای هم گوش شنوایی برای شنیدن اعتراضات مردمی پیدا کند .

تنها راه غلبه بر اسطوره گرایی و میل به قهرمان پروری در زمینه سیاست حاکم بر کشور ، شکستن سپر های مقدسی ست که خودکامگان به دور خود کشیده اند .
نفی "خرافه پرستی و خرد ستیزی " به معنی نفی مذهب و خدا نیست .
در گفتگویی دوستانه با یکی از افرادی (1) که جان سالم از ترور ذوب شدگان ولایت ( در آلمان ) بدر برده بود، از او پرسیدم : فکر نمی کنید عدم اعتنای مردم به اپوزیسیون خارج از کشور ، بدلیل آن باشد که مردم تصور می کنند به فرض قبول روشهای ارائه شده از سوی این افراد ( یا احزاب) ، باید از اعتقادات مذهبی خود دست کشند و کشور را برای دین ستیزی بدست کفار بسپرند ؟
گفت چاره چیست ؟ ما می توانیم نظرات خود را بگوئیم و انتخاب با ملت است.
گفتم : این تهاجم به خرافات گاه بگونه ای ست که مردم تصور می کنند ، عنادی ست از سر خصم و لجاجت با باورهایشان و همین چماقی شده در دست حکومت تا با هر بیانی به مقابله برخیزند و مردم ایران را که متاسفانه قشر عظیمی از آنها " باورهای سنتی و تحریف شده " از دین را دارند ، بترسانند از همراهی با منتقدین از حاکمیت .
یا بایستی منتظر رشد و شکوفایی نسل جدیدی شد که خوشبختانه سر ستیز با تفکرات دگم ملایان دارند و یا با ارائه نقدهای عامه فهم و عامه پسند ، به انتظار بنشینیم تا در زمانی دور خرد بر خرافه فایق آید ، اگر تا آنزمان خاکی برایمان باقی مانده باشد !
----------------
1. . اسم این دوست را ننوشتم چون نمیدانستم موافق ذکر نامش هست یا خیر .
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 1:42  توسط فرهاد حیرانی  | 

سمیرا اصلان پور، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور بانوان :
دین اسلام بهترین حقوق را برای زنان تامین کرده است .
فرهاد : بله ، جایگاه هوو و حق " عدم اعتراض " !
----------
احمدی نژاد :
اولین ماهواره ایرانی را این هفته به فضا پرتاب خواهیم کرد .
فرهاد : نمیشه خودت هم باهاش بری فضا !
----------
کفاشیان :
(در پی ناکامی ورزشکاران ایرانی در المپیک پکن ) دلیلی ندارد به استعفا فکر کنیم !
فرهاد : مسئولین ایران اگرچه هنر مدیریت ندارند ، ولی تا بخواهید " رو " دارند !
----------
سید رمضان شجاعی کیاسری ، نماینده ساری در مسجد ( مجلس ) اسلامی:
( در مورد مدرک جعلی کردان گفت ) مدرک دکترا (ی کردان ) شرط ورود به دولت نیست .
فرهاد :
مدرک ازاله بکارت دختر (در ساری ) آقای کردان چطور ؟
----------
سید رمضان شجاعی کیاسری ، نماینده ساری در مسجد ( مجلس ) اسلامی:
آقاي کردان اعلام کرده است مدرک دکتراي من افتخاري است، مدرک افتخاري نيز تعريف خاص خود را دارد و دانشگاهيان فرهيخته و فهيم اين امر را مي دانند.
فرهاد : مدرک افتخاری یعنی جعل به دلیل عدم تمایل دانشگاه مورد نظر برای صدور آن !
----------
بن‌همام:
ايران از ليگ قهرمانان آسيا كنار گذاشته مي‌شود .
فرهاد : لیگ قهرمانان آسیا کاغذ پاره ای بیش نیست !
----------
شیرهای سر در مسجد ( مجلس ) اسلامی مجددا برداشته شد .
فرهاد :کار درستی کردند چرا که برای سر در مسجد ( مجلس ) اسلامی ، باید مجسمه " موش " قرار دهند .
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 17:39  توسط فرهاد حیرانی  | 

به شیوه روحانیون بایستی بگویم که تصور نمی کنم در طول تاریخ ، حکومتی اینگونه وقیحانه اهداف خود را اعلام و اعمال خود را توجیه نموده باشد .
به چند خبر زیر توجه کنید و قضاوت نمایید چه نتیجه ای حاصل می شود :
1. آقای باهنر در توجیه عمل "کردان" در جعل مدرک فرموده : " «مگر می‌توانیم در دنیا غیر از معصومین کسی را پیدا کنیم که دروغ نگفته باشد " !!
وی ناخودآگاه اعتراف نموده نه تنها خود و دوستانش نیز لاجرم دروغگویند ( و این را امری کاملا طبیعی میداند ) که حتی انگشت اتهام ( بخوانید اعتراف) را نیز به سوی رهبری نشانه رفته ، زیرا خوشبختانه هنوز آقای خامنه ای را معصوم و بری از گناه نخوانده اند !

2. در حکومت دینی ایران ارزشها دگرگون شده و سلسله مراتب واژگون !
اگر به زبان علمای دین سخن گوییم ، می بایست خدا را بالاتر از همه بدانیم و پس از او پیامبر و بعد ائمه و بعد نائب امام زمان .
از سوی دیگر زیارت خانه خدا تنها بر فردی واجب می شود که اولا بدهکار نباشد ، ثانیا از جهت نیازهای ضروری تامین بوده و ثالثا پس انداز مکفی برای سفر حج در اختیار داشته باشد .
متاسفانه و برخلاف انتظار آقای مکارم شیرازی حکم داده تا مردم در مصرف خانگی برق صرفه جویی کنند تا دولت بتواند چراغانی اعیاد را برگزار نماید !
یعنی دولتی که از همه جهات بدهکار مردم است و دربرطرف کردن نیازهای ضروری آنها بویژه تامین برق مصرفی ناتوان و درمانده شده ، برخلاف انتظار خود را ملزم به ایجاد فشار بر مردم برای برگزاری جشنهای مذهبی میداند . گویی تولد امام زمان بالاتر از خانه خداست که آن خانه را باید پس از تامین نیازها و از مال مازاد جست اما این میلاد را واجب میدانند حتی اگر بدهکار باشند و مدیون !

3. دکتر احمدی نژاد در تازه ترین اظهارات خود ، مدرک دکترای دانشگاه آکسفورد را " کاغذپاره " نامیده ، کاش یکی از خبرنگارانی که هنوز دستگیر نشده از وی می پرسید ، آقای دکتری که مدرک خود را از دانشگاه های ایران گرفته اید ، اگر مدرک دانشگاه آکسفورد " کاغذ پاره " است ، پس لابد مدرک شما باید " دستمال کاغذی " باشد !

4. و اما آقای مددی حشری !
قبلا اشاره کنم به اینکه از آنجا که روحانیت تافته جدا بافته است ، لذا حتی مجرمین روحانی ( یعنی آخوندهایی که در پناه حکومت نیستند و خلاف می کنند و الا علمای مورد حمایت رژیم که میلیارد میلیارد می خورند و می برند و می... ) در دادگاه های عادی محاکمه نمی شوند و در ضمن احکام آنها نیز با ما ( مردم عادی ) متفاوت است ، یعنی آخوند مجرم را ملزم می کنند تا لباس خود را عوض کند ( خلع لباس ) ، شاید شبیه مردم عادی شود و گویا این شبیه شدن تنبیهی ست شدید ، درست مثل " آفتابه " به گردن اراذل انداختن !
اما آقای مددی پس از اثبات جرم ، از دانشگاه اخراج شد . ابتدا اعلام کردند مددی دختر دانشجو را صیغه کرده ، درحالیکه عمل دختر دانشجو در افشای نیت ناپاک و جلوگیری از تعرض به خود ، نشاندهنده کذب ادعای دادستان زنجان است و یا حداقل اینکه ، صیغه با زور از وی گرفته شده تا آنجا که وی حاضر شده حتی با چنین جنجالی ، از تجاوز مصون بماند .
اما جالب اینجاست که استاد حشری پس از اثبات جرم از دانشگاه اخراج می شود !
اگر همین عمل را کودک یا نوجوان 15-16 ساله ای مرتکب شده بود ، وی را اعدام می کردند . حتی با وجود اعتراض تمامی کشورها و حقوقدانان دنیا ، می گفتند " احکام اسلام تعطیل بردار نیست و استثنا قایل نمی شود " !

باور دارم هیچ حکومتی اینچنین بی شرمانه و وقیحانه اعمال ننگین خود را در ملا عام حمایت نمی کند . بایستی هم انتظار داشت از دید چنین رژیمی ، دروغگویان مصدر کار باشند و جاعلین ، امانتدار آرای مردم . اتفاقا از این منظر ، آقای کردان منصب خوبی گرفته تا هنر خود را در جعل اسناد ، در زمان انتخابات و در مورد آرای به صندوق ریخته شده نشان دهند .

امیدوارم آنقدر زنده باشم تا بتوانم محاکمه و افشای جنایات این حکومت را در دادگاهی صالح ببینم .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 7:45  توسط فرهاد حیرانی  | 

معمولا از عملکرد مسئولین می توان نتیجه گرفت کدام عمل در نظام جمهوری اسلامی جرم است و کدام فعل مباح !
اسفندیار مشایی ، پدر زن پسر احمدی نژاد که از قضا رئیس سازمان میراث فرهنگی نیز هست ، از دوستی بین ملتها یعنی مردم ایران و اسرائیل سخن گفت و گوئی فاجعه ای نابخشودنی بوقوع پیوست !
دویست نماینده مجلس از عدم صلاحیت وی سخن گفتند و خواستار برکناری او شدند .
توجه به این نکته ضروری ست که قصد دفاع از شخص مشایی در بین نیست ، که تا قبل از بیان چنین دیدگاهی ، همواره مورد تکریم مسئولین جمهوری اسلامی بوده اما نظر بر این سخن ست " " دوستی بین ملتها " ، بویژه مردم ایران و مردم اسرائیل ،  برخلاف اصولی ست که احمدی نژاد و دوستانش همواره از آن سخن می گفته اند .
واکنش مقامات جمهوری اسلامی به سخنان مشایی حاکی از آن است که تائید پیوندهای دوستی بین ملتها ، بمنزله نفی آیات خداوند می باشد .
از طرف دیگر ، اقدامی که وزرای دولت مهرورز ( بخوانید جعل ورز ) در ارائه پیشینه  و بار علمی خود انجام داده اند ، به سادگی و سلامت ازتیغ  انتقاد مخالفین می گذرد ، هرچند این ادعاها ، حیثیت ( نداشته ) نظام حاکم بر ایران را نزد مردم وطن و افکار عمومی دنیا به شدت خدشه دار نموده است !(1)
حال خود نتیجه بگیرید که چگونه بازداشت و قتل دانشجویان ، زنان معتقد به برابری انسانها ، آزادیخواهان ، کودکان و نوجوانان ، کارگران خواهان حقوق عقب افتاده ، معلمان و ... ، امری عادی جلوه می نماید اما آقازاده هایی که جیب ملت را چپاول می کنند ، آزادانه  اموال ملت را  به یغما می برند .
چگونه مردان اجازه دارند تا 4 زن را به اموال خود اضافه کنند اما دختران از بیرون ماندن تار مویی یا پوشیدن چکمه ، محرومند .
و اسف بار تر آنکه ، زهره طبيب‌زاده نوری مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز امور زنان و خانواده ایران که قاعدتا می بایست مدافع حقوق همجنسان ! خود باشد ، از در بدجنسی مدافع لایحه تعدد زوجات آقای خود شده !
بیچاره زنان وطن که مدافعشان ، مهاجمان را جری تر می کند !(2)
آری ، اینجا ایران است ، صدای حکومت جمهوری اسلامی ، اینجا ارزشها واژگونه است .
حکومت ولایت مطلقه فقیه آنچنان تیز می تازد که ابایی ندارد از نفی ارزشها و پاسداری از آنچه که در کتاب و سنتی که خود مبشر آن است ، حرام اعلام شده .
حکومت نالایقان و بی مایگان ، می بایست که حافظ ضد ارزشها باشد !
کاین هنوز از نتایج سحر است !
----------------
1. گاردین : وزیر ایرانی به مدرک جعلی خود می نازد !
2. زهره طبيب‌زاده نوری مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز امور زنان و خانواده ایران می‌گوید که تعدد زوجات امری الهی است و کسی حق ندارد با آن مخالفت کند.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 1:55  توسط فرهاد حیرانی  | 

از قدیم میگفتند تا سه نشه ، بازی نشه ، حالا که سه شده ، آنهم چه سه ای ی ی ی ی !
یک : آقای زاهدی ، وزیر محترم علوم ( رئیس آقای مددی ! ) اعلام کرد از طرف کمبریج بعنوان مرد سال 1997 - 1998 انتخاب شده و در سایت " اطلاع رسانی دولت جمهوری اسلامی ایران " بعنوان افتخارات وی درج شده !
در حالی که : « مرکز بین المللی کمبریج» که هیچ ارتباطی با دانشگاه معتبر کمبریج ندارد، در ازای مبلغ ۱۹۵ دلار هرکسی را به عنوان مرد سال علم و در صورت در خواست برای حک شدن نام به روی نقره ، ۳۶۰ دلار دریافت می کند . (روزآنلاین )
دو : جعل فتوشاپی آزمایش موشکی !
بی بی سی : ایران متهم شده است که تصویر آزمایش موشکی تازه خود را احتمالا برای اغراق در مورد توانایی های نظامی اش دستکاری کرده است.
سه ! : دانشگاه آکسفورد در بیانیه ای رسمی اعلام نمود مدرک دکترای " کردان " جعلی است !

این سه دیگه آخر سه شدنه !

یعنی دولت فخیمه جمهوری اسلامی آبرویی برای خود نزد ملتهایی که ادعا داره ازش حمایت می کنند ، باقی گذاشته ؟!

-------------------------
با تشکر از وبلاگ وزین " جمهور " ، منابع در این وبلاگ یافتم .
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 2:17  توسط فرهاد حیرانی  | 

خبرگزاری بی بی سی امشب ( ساعت یک و ده دقیقه بامداد به وقت برلین ) خبری در مورد پیشروی ارتش روسیه به سمت پایتخت گرجستان انتشار داد.
همیشه اخبار بی بی سی را از جهت سبک و سیاق نوشتاری تحسین میکردم ، اما اینبار گویا نویسنده فارسی زبان خبر آنقدر در انتشار خبر عجله داشته که تمام سابقه و احترام بی بی سی را یکباره به باد سپرد !
تکرار بیش از اندازه و غیر قابل قبول کلمه " پیشتر " باعث شده تا هنگام خواندن خبر دائما دچار سکته (توقف بی جهت در زمان مرور متن ) شویم .
مورد دیگر جمله ای ست که از رئیس جمهور ایالات متحده نقل می شود :
جورج بوش همچنین با اشاره به گزارش ها...، چنین اقدامی را غیرقابل خواند.
شاید لازم است ویراستار اخبار سایت از رئیس جمهور امریکا سوال کند : غیر قابل چی چی ؟!


 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 1:51  توسط فرهاد حیرانی  | 

بلوچ عزیز از همه دعوت به نوشتن کرده ، این یک بازی ( وبلاگی ) نیست ، بازی زندگی ست که اگر ببازیم ، همه می میریم !
خاک هر کشوری متعلق به تمامی افرادی ست که عضوی از آن شمرده می شوند . این عضویت حقی قابل تکذیب نیست یعنی هیچ کس نمی تواند با استناد به آئین یا حتی قوانین خود آن کشور ، چنین حقی را نادیده بگیرد.
مردم هر کشوری می توانند اصولی را بعنوان مبانی اعتقادی خود برگزینند ، اما نکته مهم این ست که هیچگاه اصول پذیرفته شده حتی اگر دین نامیده شود ، باعث نخواهد شد تا گروهی ولو اکثریت قریب به اتفاق ملت ، اجازه یابند دیگران را از حقوق بدیهی خود محروم نمایند .
این حقوق آنچنان طبیعی و پذیرفته شده می نماید که حتی در قانون اساسی ایران که مبتنی بر حکومت ولایتی ست ، مورد تائید و تاکید قرار گرفته .
در اصل سوم قانون اساسی و در ماده 14 از جمله وظایف دولت چنین آمده :
"تأمين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون. "
در ماده 9 همین اصل بنوعی دیگر بر تساوی و عدالت بین همه اقشار جامعه مورد تاکید قرار گرقته :
"
رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه، در تمام زمينه‏هاي مادي و معنوي. "
متاسفانه آنجا که نام دین به زبان می آید ، قانون نویسان متحجر گویی فراموش می کنند بر مسند وکالت عامه مردم نشسته اند و دیدگاه دگم گرای خود را بر مدیریت کلان کشور تحمیل می نمایند :
تنها اقلیتهای دینی کشور عبارتند از : زردشتی ، کلیمی و مسیحی !
جای تعجب است که حکومتی بخود اجازه می دهد تا حتی تنوع اعتقادات مردم را بنا به مصلحت خویش محدود نماید.
مطمئنان نمی توان به رفراندوم تائید قانون اساسی تکیه زد ، چرا که بخوبی بیاد می آوریم آقای خمینی در همان زمان مردم را تشویق به دادن رای مثبت میکرد با این ضمانت که در آینده نزدیک ، اصولی از این قانون بویژه مواردی که اختیارات نامحدود رهبری را به تصویر کشیده ، اصلاح شود .
موادی که نه تنها اصلاح نشد ، که حتی پس از فوت خمینی ، وسعت بیشتری یافت !
در این مقال آنچه من بدنبال طرح آن هستم ، حقوق قطعی تمامی مردم ایران است چه آنها که مسلمان هستند و چه آنها که دین و مذهبی بجز آئین ولایتی حاکم را اختیار نموده اند .


امروز متاسفانه شاهدیم حکومت ملایان ، گروهی از ایرانیان را که اعتقادات خاص خود را دارند ، نه تنها از حقوق اولیه و شناخته شده خود محروم می کنند که حتی برخلاف همان قانون اساسی (مورد استنادشان که بر مبنای آن بخود اجازه می دهند تا حاکم کشور را رهبر همه مسلمانان جهان !بخوانند و همچون بت او را پرستش کنند ،) آنها را بازداشت کرده و راهی زندان نمایند .
پیروان فرهنگ ملائیسم ! تصور می کنند به صرف در دست داشتن قدرت اجازه دارند تا با خط کشی های غیر مرسوم و متعلق به قرون وسطی ، ایرانی را از ایرانی بودن محروم کنند .
کاش این ندا بگوش آنها می رسید :
آقایان عرب زده !
اینجا ایران است ، متعلق به همه ایرانیان .
آنچه شما به دیگران می بخشید ، پول همین ایرانیان است .
بواسطه تکیه بر سرزمین اینان ، صاحب منصب و مسند شده اید .
چگونه می توان باور نمود کسی بخود اجازه دهد ضمن تصاحب باغی که متعلق به عامه است ، نه تنها میوه های آنرا در تصرف خود درآورد بلکه بجای توزیع میوه ها بین صاحبان ، دست مالکین اصلی را ببرد و میوه ها را به دشمنان صاحبخانه ببخشد !
جالب تر و بلکه شنیع تر آنکه امروز شاهدیم ، غاصبان باغ ملت ، تعدادی از صاحبخانه ها را بجرم عدم علاقه ( مثلا ) به سیب و گرایش به پرتقال ، بر همان درختان باغشان ، اعدام می کنند !
حکایت بالا ، مصداق بازداشت و تحدید و اعدام بهائیان است .کسانی که ایرانی هستند . ایران خانه آنان هم هست .
کاش ملایان عرب زده متحجر می فهمیدند ، اگر تیغی به دستشان داده شده برای دفاع از همه ایرانیان ( از جمله همینها ) در برابر دشمنان بوده ، نه کشتار صاحبان ملک ایرانزمین .

باید باور کنیم امروز ملایان به پاکسازی قشری مشغولند ، تعدادی را به جرم گرویدن به آئین ها و مذاهب می کشند ، تعدادی را به اتهام آزادیخواهی ، گروهی را بدلیل دانشجو بودن و گروهی دیگر را بواسطه تقاضای انسان بودن .
در آینده ای نه چندان دور شاهد خواهیم بود که ساکنان ایران را فقط پیروان و ذوب شدگان ولایت تشکیل داده اند .

اگر امروز در برابر تهدیدات حکومت و تعرض آنها به تعدادی از هموطنان ایستادگی نکنیم ، فردا نوبت ماست تا دیگران به تماشای سوختنمان بنشینند !
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 2:9  توسط فرهاد حیرانی  | 

احمدی نژاد : منوچ (متکی) بدو بیا شروع شد ، دارند سان می رند. ببین این ماهواره بد مصب چیه که جوونها را گول میزنه ، داره همه رو بی حجاب نشون میده ....
منوچ : قربان ، رژه میرند.
احمدی نژاد : چه فرقی داره مگه ، اااه ، این دیگه کجاست ؟
منوچ : مثل اینکه نوشته آندورا .
احمدی نژاد : ببین زود اسم اینها را یادداشت کن ، من برم اونجا سخنرانی کنم. آها بازم هست اینا دیگه کیند ، چرا این شکلیند ؟
منوچ : نوشته بوتان ، احتمالا یه شعبه از بوتان گاز خودمونه ، اینم پالا.. معلوم نیست به چه زبونیه ، این یکی نائورو ، کوک جزیره ، جزایر سلیمان ...
احمدی نژاد : صبر کن ، همینو بنویس ، حضرت سلیمانه دیگه ، باید بهش کمک کنیم ، شیعه هستند ؟
منوچ : تو اینترنت نوشته مسیحیند .
احمدی نژاد همینه دیگه ، وقتی ما غفلت می کنیم همین میشه ، شیعه حضرت سلیمون هم مسیحی میشه.
تند تند بنویس ، باید برم به این کشورها..
منوچ : آخه ما که زبونشون را بلد نیستیم...
احمدی نژاد : عیبی نداره ، مگه تو ونزوئلا و کلمبیا مردمشون می فهمیدند من چی میگم ، همین قد که بهشون پول بدیم ، موقع سخنرانی من ، هرجا حرفم را قطع کنم برام دست میزنند ..
منوچ : تو اینترنت نوشته آندورا فقط 72 هزار نفر جمعیت داره ، نائورو که سیزده هزار نفر ، پالائو 21 هزار نفر ، ساموآ...
احمدی نژاد : مهم نیست ، یه تعداد از همین برو بچه ها رو با خودمون می بریم ، مهم اینه که اسلام صادر بشه بنویس ، ..به به ، به چشم خواهری این عجب مالیه !
راستی چرا این کشورها تو نقشه اتاق من نیست ؟
منوچ : آخه تو اتاق شما فقط جهان اسلامه که من اسم سریلانکا و ونزوئلا و کلمبیا را توش اضافه کردم ، راستی منم با شما میام ، یادته اون دفعه گفتم دور سرتون هاله بود ....
احمدی نژاد : تو که نبودی ، ولی باشه بیا ، اگه یه وقت کارها خراب شد بندازم گردنت که استعفا بدی ، اینو نیگا ...
منوچ : قربان اینها دیگه همون چینی ها هستند که دارند تشویق می کنند ...
احمدی نژاد : راستی پول مول داریم یا باید از صندوق صدقات به خارجه ، یعنی همون ذخیره ارزی برداریم ؟
 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:26  توسط فرهاد حیرانی  | 

همیشه نام اولین ها در تاریخ ثبت می شود. یعقوب مهرنهاد اولین شهید وبلاگ نویس ایرانی ست .
در حکومتی که " براندازی ، جاسوسی ، ارتباط با بیگانه ، محاربه با خدا و مفسد فی الارض بودن " از اتهامات رایج به منتقدین است ، هر روز باید منتظر شنیدن اخبار ناگوار باشیم .
یعقوب مهرنهاد ، قلمی بود که به جرم " مهر ایران " به خاک ایران " سپرده شد تا از دید ملت به قلب مردم پرکشد ، آری ، چنان جرمی را چنین پاداشی سزاست !
به یاد جمله از مرحوم بازرگان می افتم که در اعتراض به دستگیری آقای طالقانی توسط ساواک چنین نوشته بود :
" در این مملکت بی پناه نه می توان تظلم به ظالم برد و نه قبول ظلم کرد و ساکت نشست ... " 1
در این مملکت بی پناه که نمی توان تظلم به نزد ظالم برد ، می توان یاد عزیزانی که طعم تلخ تیغ تیز حکومت را چشیده اند ، زنده نگه داشت .
گویی مهرنهاد سخن می گوید ، کاش مسئولین رژیم گوش شنوا داشته باشند :
"ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاسته ایم. از رئیس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتری‌ها هم بگوید."2

----------------------------
1. اسناد نهضت آزادی ایران،ج۹، دفتر اول، ص۲۰۱
2.
تاریخ ۲۵ ساله ایران، از کودتا تا انقلاب، ج۱، ص
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 5:36  توسط فرهاد حیرانی  | 

ساعت تقریبا یک و نیم از نیمه شب گذشته ، با خیالی آسوده روبروی مونیوتر نشسته ام و فکر می کنم چه بنویسم.
محدودیتی نیست ، می توانم دم از آزادی بزنم ، اعدام و جنایات رژیم را محکوم کنم .
از فساد مسئولین بگویم و از تجاوز به حقوق هموطنانم !
مرا باکی نیست که در جای امنی نشسته ام و دست جلاد به من نمی رسد .
اما ، ....
خبرها را می خوانم از خود شرمنده می شوم ، شجاعت رنگ می بازد وقتی جسارت دوستانی که در ایران زیر تیغ تیز "جلادان منتظر گزک " از کاستی ها می نویسند .

" بهترین راه مبارزه با نا امنی در بلوچستان وایجاد امنیت؛ اختصاص بودجه در نظر گرفته شده برای امنیت به آموزش وپرورش و ارتقاء کیفیت آموزشی دانش آموزان استان میباشد. "
جملات فوق از کسی ست که دیگر نیست !

یعقوب مهرنهاد را به جرم آبادانی خواهی ! گرفتند و بر روال مرسوم در جمهوری اسلامی ، انواع اتهامات بر او بستند تا قربانی بی کفایتی مامورانی شوند که دم از مقابله با امریکا و نابودی اسرائیل می زنند !
مسئولینی که از ایجاد امنیت در استانهای داخلی خود عاجزند ، هر روز دنیا را به جنگ می طلبند .
در این بحبوحه ، تروریستهای ریگی که دستشان از فرماندهان ارتش ایران کوتاه است ، سربازان بی گناه را به گروگان می گیرند و می کشند !
درایت و شایستگی ! مسئولین امنیتی نظام به خطر می افتد ، پس به ازای آن ، در اقدامی که حاکی از عجز نیروهای امنیتی ، بجای مزدوران ریگی ، وبلاگ نویس و قلم بدست صلح جویی را بازداشت می کنند .

نگاهی به اطراف خود می کنم . همسر و فرزندانم با خیالی آسوده خفته اند .
آری ، در جای امن نشسته ام . چه ارزشی دارد نوشته ام وقتی بهایی برای آن نمی پردازم ، حتی در حد توبیخ یا نگاهی شماتت بار .



مرگ او را از کجا باور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردان با جان انسان میکنند
 صحبت از پژمردن یک برگ نیست

گفتگو از مرگ انسانیت است .
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 2:0  توسط فرهاد حیرانی  | 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه

تقویم تبعید
تقویم تبعید
بلاهت وقیح یا ولایت فقیه
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

پیوندها

 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM